تبلیغات
وطــنــم اســـــــــدابـاد
وطــنــم اســـــــــدابـاد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
http://upcity.ir/images2/33471750420008077523.jpg

http://upcity.ir/images2/72977148616013219141.jpg
http://upcity.ir/images2/04860732562987658237.jpg

   خوشا  بحالت    ای    روستایی   

   چه  شاد  و   خرم  چه با صفایی      

   درشهر ما  نیست جز دود ماشین

    دلم  گرفته  از  آن   و  از    این       

    در شهر ما نیست جز داد و فریا د                     خوشا   بحالت   که هستی    آزاد

    ای کاش من   هم  پرنده    بودم        

     با     شادمانی   پر    میگشودم

    میرفتم   از    شهر    به    روستایی              

    آنجا     که     دارد    آب  و  هوایی





نوع مطلب : دربـاره ابـادی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
چند عکس زیبا از پاییز اسداباد

http://8pic.ir/images/44148531452860282793.jpg






مشاهده بقیه عکسها


نوع مطلب : دربـاره ابـادی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
این مطلب  طنز رو رضا اسدی فرستاده :

یه دوست چینی داشتم !
آقا زد مریض شد
واسه ﻋﻴﺎﺩتش رفتم ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ
کنار تختش وایسادم!
دوست چینیم بهم ﮔﻔﺖ : ﭼﻴﻨﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﭼَﻦ ﭼﻮﻭﻭن…
و جونشو ﺩﺍﺩ به شما بدبخت…!!!
ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ رفتم ﭼﻴﻦ…
اونجا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم
اون مرد چینی بهم گفت :
ﭘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻛﺼﺎﻓططﻄﻄ




نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
این مطلب رو سعید اسدی فرستاده

خوندن این متن کمتر از 2 دقیقه وقت میگیره

بخون و لذت ببر

یاد ما هم باش....




اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو

قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون

واسه خدا عزیزه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه

بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن:

نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی

مارفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟ باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد



ای دوست بدان و آگاه باش که تو شایسته
آنی و از نیک ترین مهربانان هستی پس تو هم آن را برای نیک ترین مهربانانت
بفرست و زنجیره مهربانی را ادامه بده





نوع مطلب : عمـومـی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
یک شعر طتز منباب کلیپس سر خانومها

یه کلیپس دارم قلقلیه

سرخ و سفید یه متریه

میزنم رو سرم هوا میرم

نمیدونی تا کجا میرم

من این کلیپسو نداشتم

قده کوتاهی داشتم

افسردگی می داشتم

بی افم بهم عیدی داد

یه کلیپسه یک متری داد






نوع مطلب : عمـومـی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
دو عکس زیر تفاوت میزان  کشاورزی امسال و سال قبل رو نشون میده که همونطور که ملاحظه میکنید متاسفاته میزان کشت و کار امسال کمتر شده .

عکس امسال :

http://8pic.ir/images/27677535453965468538.jpg
 
عکس سال قبل:

http://8pic.ir/images/54740198290154476875.jpg






نوع مطلب : دربـاره ابـادی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
این مطلب رو رسول اسدی فرستاده :

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیما

نشسته بودند.  برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست

استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و روشو بر میگردونه تا بخوابه ...

برنامه نوسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم

اگر نتوانستید 5 دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم 5دلار به شما

میدهم ...  مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه ..

برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید 5 دلار بدهید

اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم 200 دلار به شما میدهم !!!

این پیشنهاد خواب رو از سر مهندس پراند و رضایت داد که بازی کند 

برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه

حرفی بزند بلا فاصله 5 دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد .

اون چیه وقتی از تپه بالا میره 3 پا داره وقتی پایین میاد 4 پا؟؟   برنامه نویس نگاه

متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو

جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل

شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم

چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد ..

بعد از 3 ساعت مهندس رو بیدار کرد و 200دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو

گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد

برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟ مهندس بدون اینکه کلمه

 ای بر زبان بیاورد 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید .......






نوع مطلب : طـنـز ، عمـومـی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
فرانسه :

پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!

دختر: با کمال میل موسیو!

ایتالیا :

پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!

انگلیس :

پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

و اما ایران :

پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ...
پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کثافت عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!
     منبع : پارس ناز

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی

این مطلب رو رسول اسدی فرستاده :


عقاب می تواند 70 سال زندگی کنداما...


به 40 سالگی که می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند .

نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود .

شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد .

آنگاه عقاب می ماند و یک دو راهی :

اینکه بمیرد و یا اینکه یک روند دردناک تغییرات را برای 150 روز تحمل کند و این روند مستلزم آن است که به قله یک کوه پرواز کرده و آنجا بنشیند در آنجا نوک خود را به صخره یی می کوبد تا آنجا که کنده شود پس از آن منتظر می ماند تا نوک جدیدی به جای آن بروید ، و بعد از آن چنگالهایش را  از جا در می آورد پس از آنکه چنگال جدید رویید ، عقاب شروع به کندن پرهای کهنه اش میکند و پس از گذشت 5 ماه  عقاب پرواز تولد مجدد را انجام میدهد و مدتها زندگی خواهد کرد...

برای 30 سال دیگرچرا تغییر لازم است؟....

بسیار می شود که برای زیستن نیاز است تغییری را ایجاد کنیم...

گاهی اوقات نیاز داریم از شر خاطرات و عادات کهنه و سنتهای گذشته  رها شویم برای پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابی نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در آسمانهایت پرواز دهد.

 بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و بکوش تا اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است، سبک کنی و از خویش بزدایی، آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید. در پرنده شدن خویش بکوش و این یعنی بیرون آمدن از زندانهای اسارت





نوع مطلب : عمـومـی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
  چند عکس دسته جمعی

http://8pic.ir/images/28799743844364937452.jpg

http://8pic.ir/images/46248653543206819860.jpg

http://8pic.ir/images/03981359683110018955.jpg


http://8pic.ir/images/48305318867833584153.jpg

http://8pic.ir/images/66142416411948689921.jpg








نوع مطلب : دربـاره ابـادی ، 
برچسب ها :
یکشنبه 1392/11/13 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی


( کل صفحات : 23 )    1    2    3    4    5    6    7    ...    
درباره وبلاگ

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان.از اونجا که من علاقه زیادی به اسداباد دارم تصمیم گرفتم یه وبلاگ برای ابادی درست کنم.با توجه به پــراکــنــدگــی مــردم ابــادی امیدوارم این وبلاگ پاتوقی باشه برای همه اسدابادی ها.
تاریخ راه اندازی وبلاگ 1389/11/24
مدیر وبلاگ : مجـیـد اسـدی
نویسندگان
نظرسنجی
نیظری شوما در موردی دو وبلاگ چیو؟؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: شیعه تولز

فال عشق

tag. –>

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ


           ;          
 
 
هر گونه مطلب قاپون و عكس قاپون از این وبلاگ بدون ذكر آدرس و لینك آن در حكم خوردن نوچوفسكو با قاشق بوده و مستحق هشتپلكو می باشد !