تبلیغات
وطــنــم اســـــــــدابـاد
وطــنــم اســـــــــدابـاد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
http://upcity.ir/images2/33471750420008077523.jpg

http://upcity.ir/images2/72977148616013219141.jpg
http://upcity.ir/images2/04860732562987658237.jpg

   خوشا  بحالت    ای    روستایی   

   چه  شاد  و   خرم  چه با صفایی      

   درشهر ما  نیست جز دود ماشین

    دلم  گرفته  از  آن   و  از    این       

    در شهر ما نیست جز داد و فریا د       

             خوشا   بحالت   که هستی    آزاد

    ای کاش من   هم  پرنده    بودم        

     با     شادمانی   پر    میگشودم

    میرفتم   از    شهر    به    روستایی              

    آنجا     که     دارد    آب  و  هوایی





نوع مطلب : دربـاره ابـادی ، 
برچسب ها :
سه شنبه 1393/04/31 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی


یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود...
دیگه هر جا که خرابکاری می شده همه می دونستن زیر سر این دوتاست...
خلاصه ی کار، پدر و مادر این دو نفر صبرشون تموم میشه و کشیش محل رو میارن و میگن: " خواهش می کنیم این بچه های ما رو نصیحت کنید؛ پدر همه رو در آوردن! "

کشیشه میگه: " باشه، ولی یکی یکی بیاریدشون که راحت تر باهاشون صحبت کنم و مشکلی پیش نیاد. "
خلاصه، اول داداش کوچیکه رو میارن.
کشیشه ازش می پرسه: پسرم! آیا میدونی خدا کجاست؟
پسره جوابشو نمیده و همین جور در و دیوار رو نگاه می کنه...
باز ازش می پرسه: "پسر جان! میدونی خدا کجاست؟ "
ولی دوباره پسره به روش نمیاره...
در نهایت دو سه بار کشیشه همین سوالو می پرسه و پسره هم به روش نمیاره...!
آخرش کشیشه شاکی میشه و داد می زنه: بهت گفتم خدا کجاست؟!
پسره می زنه زیر گریه و به سمت اتاقش فرار می کنه و در رو هم پشتش می بنده!
داداش بزرگه ازش می پرسه: چی شده؟؟؟!!!

پسره میگه: بدبخت شدیم!!
خدا گم شده، همه فکر می کنن ما برش داشتیم...








نوع مطلب : طـنـز ، 
برچسب ها :
سه شنبه 1393/04/31 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
با سلام خدمت همه دوستان عزیز .
امروز چننا عکس از اسداباد گرفتم که شما میتونید زحمات اعضای شورا و دهیار و مردم خوب اسداباد که همه دست به دست هم دادن تا روستایی بهتر و پاکیزه تر  و دوست داشتنی تری داشته باشیم رو ببینید  .
 یکی از کاهای مهمی که انجام دادن این بوده که اکثر معابر عمومی رو جدول کاری کردن و پیاده رو درست کردن و  به تازگی  پیاده روها رو سنگفرش و خیابون رو اسفالت کردن که در چند عکس زیر مشخصه


http://8pic.ir/images/sy5rtdfwghlpx5sgpk1o.jpg

http://8pic.ir/images/26turqmhh9asaoj39plq.jpg

http://8pic.ir/images/m679kmoe3ck7ll10epw3.jpg

http://8pic.ir/images/t9b02ns51jf2h3w8vhdv.jpg
 
دیگه اینکه سرعت گیر نصب کردن و اکثر جاهای ابادی که میشده درخت کاشتن



http://8pic.ir/images/t2sytizbagq6a2uxlx5h.jpg

http://8pic.ir/images/cew4y6iq3wjivv0ffd7s.jpg




نوع مطلب : دربـاره ابـادی ، 
برچسب ها :
سه شنبه 1393/04/31 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست.

منم اومدم خود شیرینی کنم؛ گفتم:

انبیا که همشون چوپانی میکردن

نه گذاشت، نه برداشت گفت:
منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند!
خدا حفظش کنه زیادی رک بود....







نوع مطلب : طـنـز ، 
برچسب ها :
سه شنبه 1393/04/31 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی

مدیران لطفا به دل نگیرند (طنز)

تصمیم قاطع مدیریتی

روزی مدیر یكی از شركت های بزرگ در حالیكه به سمت دفتر كارش می رفت چشمش به جوانی افتاد كه در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میكرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌كنی؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از كیف پول خود 6000 دلار را در

آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا

پیدایت نشود، تو اخراجی ! ما به كارمندان خود حقوق می‌دهیم كه كار كنند نه اینكه یكجا بایستند و بیكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از كارمند دیگری كه

در نزدیكیش بود پرسید: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیك پیتزا فروشی بود كه برای كاركنان پیتزا آورده بود.»

نکته:

برخی از مدیران حتی كاركنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی‌شناسند.

 ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می‌كنند.

زنگ تفریح

مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»

مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»

صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»

مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌

صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینكه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای كه در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.»

و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: «‌ ۴۰۰۰ دلار.»  مشتری: «این طوطی چه كاری می تواند انجام دهد؟»

صاحب فروشگاه جواب داد:‌ «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.»





نوع مطلب : طـنـز ، 
برچسب ها :
سه شنبه 1393/04/31 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی


آنها که حال حرکت و کوشش ندارند،
حرف برای گفتن بسیار دارند و می گویند این بزرگان استثنا بودند !
اگر این بزرگان نیز چنین می اندیشیدند هرگز استثنایی نمی شدند...
برای نتوانستن همیشه توجیهاتی هست...
انسان های بزرگ برای توانستن انگیزه ایجاد می کنند
اما
آدم های تنبل بسوی مرگ پیش می روند...


(دکتر ابراهیم میثاق)

نکته: البته بعضی وقتا باید بسترشم فراهم باشه...




نوع مطلب : عمـومـی ، 
برچسب ها :
سه شنبه 1393/04/31 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ﯾﮏ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺳﻪ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯿﻪ 4 ﺗﺎ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻣﯿﺮﻥ ﺧﻮﻧﺶ
ﺻﺒﺢ ﺧﺎﻧﻤﺶ ﭼﺎﯾﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽﮐﻨﻪ، ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﻪ ﺷﮑﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺑﺮﯾﺰﻧﺪ ﺗﻮ ﭼﺎﯾﯽ
ﻣﯽﮔﻪ : ﺧﺎﻧﻮﻡ، ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﻣﯽﮐﻮﻧﻢ
ﭼﺎﯼﻫﺎ ﺭﻭ ﺗﻠﺦ ﻣﯽﺑﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽﺫﺍﺭﻩ ﻣﯽﮔﻪ :
ﺣﺞ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍِﺯ ﭼﺎﯾّﺎ ﺷﯿﮑﺮ ﻧﺮﯾﺨﺘﺲ ﺑﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﻗِﺴﻤِﺘﯽ ﮐﯽ ﻣﯽﺷِﺪ
ﺩﻓﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﯾﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻥ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﻫﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﻣﯽﺧﻮﺭﻥ، ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭﻧﻤﯿﺎﺩ





نوع مطلب : طـنـز ، 
برچسب ها :
پنجشنبه 1393/02/18 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
مبارزه خونین دو تکواندو کار!!



دیدن این تصویر به افراد زیر 18 سال و بیماران قلبی خطرناک است




نوع مطلب : طـنـز ، 
برچسب ها :
پنجشنبه 1393/02/18 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی
ﯾﻪ بار ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﺷﻤﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ، ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﯾﻪ ﮔﺎﻭ ﭘﺮﯾﺪ ﻭﺳﻂ
ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﻢ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺮﻣﺰ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﮐﯽ ﺷﺪﻡ
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﻮﻕ ﺯﺩﻥ ، ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ
ﻋﯿﻦ ﺑﺰ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﻨﻮ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺟﺬﺑﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﮔﺎﻭﻩ ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ
ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ، ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﻪ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ
ﺭﻓﺖ :)




نوع مطلب : طـنـز ، 
برچسب ها :
پنجشنبه 1393/02/18 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی


به خلاقیتش از تا 10 چند میدین؟؟؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 1393/02/18 :: نویسنده : مجـیـد اسـدی


( کل صفحات : 24 )    1    2    3    4    5    6    7    ...    
درباره وبلاگ

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان.از اونجا که من علاقه زیادی به اسداباد دارم تصمیم گرفتم یه وبلاگ برای ابادی درست کنم.با توجه به پــراکــنــدگــی مــردم ابــادی امیدوارم این وبلاگ پاتوقی باشه برای همه اسدابادی ها.
تاریخ راه اندازی وبلاگ 1389/11/24
مدیر وبلاگ : مجـیـد اسـدی
نویسندگان
نظرسنجی
نیظری شوما در موردی دو وبلاگ چیو؟؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: شیعه تولز

فال عشق

tag. –>

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ


           ;          
 
 
هر گونه مطلب قاپون و عكس قاپون از این وبلاگ بدون ذكر آدرس و لینك آن در حكم خوردن نوچوفسكو با قاشق بوده و مستحق هشتپلكو می باشد !